المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٢٨٨ - شرط اعمال صفت مشبهه
و هم از فعل متعدّى ساخته مىشود نظير:
منع، يمنع، مانع (بازدارنده).
ب: صفت مشبهه فقط از فعلى كه دلالت برزمان حال (حاضر) دارد مشتقّ مىشود به خلاف اسم فاعل كه به هرسه زمان مىآيد.
ج: صفت مشبهه گاهى برفعل مضارع جارى بوده و زمانى جارى نمىباشد.
مؤلّف گويد:
مقصود از جريان برفعل مضارع اينست كه در مقابل حرف متحرّك فعل مضارع در وصف نيز حرف متحرّك قرار داشته و در قبال حرف ساكن، حرف ساكن واقع شده باشد.
شارح گويد:
صفت مشبهى كه برفعل مضارع جارى باشد همچون: طاهر القلب.
كلمه « طاهر » را وقتى با يطهر بسنجيم ملاحظه مىكنيم اوّلين حرف فعل مضارع متحرّك است و در مقابل اوّلين حرف صفت نيز كه « طاء » بوده متحرّ مىباشد، دوّمين حرف فعل مضارع كه « طاء » است ساكن بوده و چنانچه مىبينيم دوّمين حرف صفت نيز كه « الف » باشد ساكن است و به همين ترتيب سوّمين حرف هردو متحرّك مىباشد.
البتّه بايد توجّه داشت كه مجرّد تقابل حرف متحرّك از هركدام كفايت مىكند اگرچه در نوع حركت با هم فرق داشته باشند فلذا حرف سوّم « يطهر » كه « هاء » است مضموم بوده و حرف سوّم « طاهر » كه « هاء » است مكسور مىباشد و معذلك مىگوئيم طاهر بريطهر جارى است پس اتّفاق در نوع حركت لازم نيست.
و سپس شارح گويد:
امّا صفت مشبهى كه برفعل مضارع جارى نباشد و غالبا هم چنين است مانند:
جميل الظاهر چه آنكه فعل مضارع آن يجمل بوده و حرف سوّم آن كه « ميم » است متحرّك مىباشد در حالى كه حرف سوّم صفت كه « ياء » باشد ساكن است.
پس صفت مشبهه گاهى برفعل مضارع جارى بوده و گاهى غير جارى است امّا اسم فاعل هميشه برفعل مضارع جارى مىباشد.
شرط اعمال صفت مشبهه
مصنّف گويد: